تبليغاتX
مهر ورزی

مهر ورزی

هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید ------ در رهگذار باد نگهبان لاله بود

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. برده داری را بر انداختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ... من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ... من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم. من به تمام سنتها، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام می‌گذارم. همه ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من در انتخاب دین، کار و محل زندگی آزادند. تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال ودارایی های دیگری را با زور تصاحب کند. اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند. هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شده‌اند تنبیه شود. من جلوی برده داری و برده فروشی از زن و مرد را می گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود. شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند.»
+ یا علی حیدر  مدد   التماس دعا  م . ح . م  | 


پروفسور حسابي...! روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

+ یا علی حیدر  مدد   التماس دعا  م . ح . م  | 

نه هر دل کاشف اسرار «اسرا» ست نه هر کس محرم راز « فاوحا» ست
نه هر عقلی کند این راه را طی نه هر دانش به این مقصد برد پی
نه هرکس در مقام «لی مع الله» به خلوتخانه‌ی وحدت برد راه
نه هر کو بر فراز منبر آید «سلونی» گفتن از وی در خور آید
«سلونی » گفتن از ذاتیست در خور که شهر علم احمد را بود در
چو گردد شه نهانی خلوت آرای نه هرکس را در آن خلوت بود جای
چو صحبت با حبیب افتد نهانی نه هرکس راست راز همزبانی
چو راه گنج خاصان را نمایند نه بر هرکس که آید در گشایند
چو احمد را تجلی رهنمون شد نه هر کس را بود روشن که چون شد
کس از یک نور باید با محمد که روشن گرددش اسرار سرمد
بود نقش نبی نقش نگینش سراید «لوکشف» نطق یقینش
جهان را طی کند چندی و چونی کلاهش را طراز آید « سلونی »
به تاج «انما» گردد سرافراز بدین افسر شود از جمله ممتاز
بر اورنگ خلافت جا دهندش کنند از «انما» رایت بلندش
ملک بر خوان او باشد مگس ران بود چرخش بجای سبزی خوان
جهان مهمانسرا، او میهمانش طفیل آفرینش گرد خوانش
علی عالی‌الشان مقصد کل به ذیلش جمله را دست توسل
جبین آرای شاهان خاک راهش حریم قدس روز بارگاهش
ولایش « عروةالوثقی» جهان را بدو نازش زمین و آسمان را
ز پیشانیش نور وادی طور جبین و روی او « نور علی نور»
+ یا علی حیدر  مدد   التماس دعا  م . ح . م  | 

پیش از اینت بیش از این غمخواری عشاق بود

مهر ورزی   تو با ما شهره ی افاق بود.

حسن مه رویان مجلس گرچه دل میبرد و دین

بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود

بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد

گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود.

سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟

ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود.

 

+ یا علی حیدر  مدد   التماس دعا  م . ح . م  |